سفارش تبلیغ
صبا

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز می خوام یک خبر خوش حال کننده به خودم و به شمایی که می خواین راه راست را پیدا کنید .

امروز باز هم با راهنمایی ار خداوند متعال تصمیم خودم را برای موضوع وبلاگ گرفتم .

موضوع انتخابی من همون موضوع قبلی است .

شاید تعجب بکنید چون براتون نوشته بودم که خدا به من اجازه بیان این موضوع را نداده اما من نیت تقاضا یم را عوض کردم اون موقع اگه یادتون باشه گفته بودم که من که چیزی ندارم نمی تونم به دیگران همون را بدم .امروز به این نیت امدم که هم خودم این چیز ها را یاد بگیرم هم همون یاد گرفته های خودم را به دیگران انتقال بدم.

پس از این پس هر هفته ان شاءالله با یک مطلب تازه منتظرتون هستم.


نوشته شده در  جمعه 86/9/30ساعت  1:25 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

طبق حرف قبلیم امدم چیز هایی که قبلا قولش را داده بودم شروع کنم و برای تیمن وتبرک خواستم از خدا یک ایه بگیرم و با اون ایه مبارکه شروع کنم.

وقتی کلی خواهش از خدا کردم این ایه مبارکه امد.

فلما ذهبوا به و اجمعوا ان یجعلوه فی غیابت الجب و اوحینا الیه لتنبئنهم بامرهم هذا و هم لا یشعرون.           ایه 15 سوره یوسف

یعنی :

هنگامی که برادران حضرت یوسف اورا با خود بردند و تصمیم گرفتند وی را در مخفی گاه چاه قرار دهند ما به او وحی فرستادیم که انها را در اینده از این کارشان با خبر حواهی ساخت در حالی که انها نمی دانند.

برداشت من حقیر از ایه مبارکه این بود که خداوند بزرگ بلند مرتبه می خواهد بگوید ای انکه می خواهی اسلام بگویی ،نه تنها اسلام نمی گویی بلکه مردم و خوانندگانت را در چاه می اندازی و بعد انها را تورا راهنمایی خواهند کرد.پس من با توجه به دستور حضرت حق من از موضع خود دست برداشته و دنیال هدفی که دیگر در وبلاگ نویسی خودم می روم.

والسلام

دوست دار شما

میرزا


نوشته شده در  دوشنبه 86/9/5ساعت  11:59 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
که بشر میشود اینگونه مگر؟
آدرس هیئت فاطمیه ارض اقدس ر مشهد مقدس
ماه استثنائی
مشو غره به امروزت
عبرت تاریخ، ما را به عمار شدن فرا می خواند
گریه ای که با همه گریه ها تفاوت داشت
[عناوین آرشیوشده]