سفارش تبلیغ
صبا

به جهت اعتراض به فضای فهنگی و دینی کشور ما ههم اطلاع رسانی کردیم.

http://sadjadshakeri.persianblog.ir/post/80/

توصیه میشود هر کس میتواند شرکت کند . حیف من تهران نیستم.


نوشته شده در  سه شنبه 90/6/22ساعت  10:29 صبح  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

با سلام خدمت دوستان نقل از این لینک از پایگاه خبری تحلیلی صراط
"صراط" حاج محمود کریمی ذاکر خوش ذوق اهل بیت (ع) با توجه به فرا رسیدن عید سعید فطر شعری طنز را با اشاره به برنامه خنده بازار صدا و سیما سروده است که صراط نیوز برای اولین بار اقدام به انتشار آن می نماید .


این سروده حاج محمود کریمی خطاب به برخی از مسئولین نگاشته شده است .



چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری

در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و خنده بازاری

 

جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده

جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده

 

اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم

و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم

 

آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب

بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب

 

همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی

بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی

 

مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد

مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و "هویدا" شد

 

دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن

بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن

 

طفلکی حرف بد نگفته به تو / اصلا این حرف را بزن تو به من

من اگر با تو حرف بوق زدم / بوق من را خودت بیا بشکن

 

یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار

بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار

 

شطّ رنج است ضربه ی حداد / بعد هر ضربه کیش و مات حدید

مرد باید که حرف حق بزند / هرکه عاش سعید مات سعید

 

محمود کریمی

29 رمضان1432

8 شهریور 90

نوشته شده در  یکشنبه 90/6/20ساعت  3:41 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم.

الحمد لله همتون از من بهتر سیاسی هستید. خدارو شکر میکنم و به همه شما که اهل سیاستید افتخار میکنم .

هم چنان هر روز معمولا یکی دوتا مطلب در اینترنت به چشمم میخوره با موضوعات داغ و سرد سیاسی مثل فتنه88و آقازاده فراری و در وبسایت آقای هاشمی چنین نوشتند وآقایان اصلاح طلب در صدد کسب کرسی های مجلسند و می خوان از انزوا در بیان و ......   یه سری مطالب هم داغتره مثل جریان انحرافی و دکتر محمود احمدی نژاد و اون یارو.... همون دیگه ... مشائی و غیره و خصوصا تو جریان انحرافی دولت و اتخاذ موضع در هر جا مواضعی به چشم میخوره که هر کدام به یک نوبه خود جدیده و منتسب به شخص شخیص سیدنا العزیز سید علی حسینی خامنه ای بعضی ها هم دیگه به لطف فهم شعور خودشون تا جایی قدم پیش میگذارند که کسانی که پیر سیاستند و گاها مورد تایید رسمی حضرت آقا رو زیر سوال میبرند و در این عقیده سخت پافشاری هم میکنند . اشخاصی مثل حضرت آیه الله مصباح و آقای شریعتمداری و .....

 

 

 

حالا بگذریم از خوب و بد ماجرا و اشخاص و نوشته جات چیزی که امروز می خوام بگم که دیروز به ذهنم اومد در حال خوندن یکی از همین گونه مطالب در وبلاگ یک دوست....

یک داستانه که به نظرم میاد خیلی کارسازه برای سیاسیون امروز ما (البته امثال خودم و شاید خیلی از شما منظورمه)

و خلاصه اون داستان اینه که :

در زمان امام عسکری علیه السلام فردی مشغول میشه به نوشتن تناقضات قرآن کریم و ادعا میکنه که قرآن پر از تناقض گویی است ،به همین دلیل کم کم طرفداران و شاگردان و کرسی و درس و.. دست و پا میکنه و همچنان مشغول نوشتن و تکمیل این کتاب است . هرچند که اطرافیان مطلعند که او مشغول تالیف این چنین کتابی است اما از محتویاتش بی خبرند چرا که یا به هیچ کس نشان نمیدهد و یا اینکه فقط به یک عده از خواص اطرافیان و شاگردانش نشان میدهد . ...

این داستان می گذرد تا یکی از همشهریان این فرد میاد خدمت امام عسکری و عرض ادب میکنه حضرت بهش میفرمایند : فلانی رو میشناسی؟

:بله آقا میشناسمش

:شنیدم داره یه کتابی با موضوع تناقضات قرآن مینویسه .درسته ؟

: به فدایت شوم همچین کاری رو داره انجام میده 

:از طرف من یه پیام بهش میدی؟

: بله قربانت شوم چه افتخار بهتر از این که من پیامرسان شما باشم .حتما . بفرمایید .

: وقتی پیش او رفتی و با او آشنا تر و صمیمی تر شدی و او تو را به خلوت خود راه داد با او در باره کتابش صحبت کن و به او این چنین بگو ؛ آیا حدس نمیزنی آنچه را که تو فهمیده ای از قرآن با آنچه که مقصود خداوند از فرستادن این قرآن بوده تفاوت داشته باشد . آیا احتمال دارد فهم تو با مقصود واقعی تفاوتهایی داشته باشد.؟؟؟؟؟؟؟

: بله ؛حتما ؛چشم .

پیک امام به دستور امام عمل کرده

و کلام امام را به آن شخص انتقال میدهد .

 آن شخص شیر پاک خورده بعد از کمی تامل می گوید: چرا این احتمال هست که مقصود خدا با آنچه من میفهمم متفاوت باشد . و تمام آنچه را که در سالهای متمادی نوشته می سوزاند .

حالا سوال من از شما دوستان سیاسی و اهل سیاست (چه بی ادعا ها  چه با ادعاها )همینه ؟!! آیا حدس نمیزنیم آنچه را که مینویسیم  خلاف آنچه که هست باشد؟؟؟ .(تقوای سیاسی شاید مراعات همین مسئله باشه)

 

پی نوشتها

1- خواهشا  هر کسی از ظن خودش یار ما نشود. منظور من به همه است چه اونایی که مدافعند و چه اونایی که مخالفند چه اونایی که بعضی کارها رو رسواگری و در صف دشمن قرار گرفتن می دونن و چه اونایی همون کارا رو روشنگری و تبیین انحراف می دونند .

2- همیشه یادمون باشه :در مسائل فتنه گون شناخت عرصه دشواره ،شناخت اطراف قصه دشواره ..........این عمار ؟؟؟

3-من نه کسی رو تایید و نه نفی کردم در این نوشته عکسها هم اکثرا معلوم الحالند ( در این قسمت میتونید از ظن خودتون یارمن بشید .مؤدب)

4-داستان نقل به مضمون میباشد.و منبعش کتاب شریف منتهی الآمال تالیف مرحوم شیخ عباس قمی. در باب زندگانی امام عسکری علیه السلام .

5- برای طولانی نشدن این پست ادامه نمیدم .


نوشته شده در  شنبه 90/6/5ساعت  4:18 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
که بشر میشود اینگونه مگر؟
آدرس هیئت فاطمیه ارض اقدس ر مشهد مقدس
ماه استثنائی
مشو غره به امروزت
عبرت تاریخ، ما را به عمار شدن فرا می خواند
گریه ای که با همه گریه ها تفاوت داشت
[عناوین آرشیوشده]