سفارش تبلیغ
صبا

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض عذر خواهی از تاخیر بی اندازه طولانی ما.

دعا بفرمایید خداوند عزیز به حقیر کمترین لطف بفرماید تا بتوانم به در گاهش خدمتی انجام دهم .

در بحث حدیث رسیدیم به اینکه :

پیامبر اعظم علیه صلوات المصلین می فرمایند :ای مردم ذاک علم لا یضر من جهله و لا ینفع من علمه (یعنی ای مردم این علم به حسب ونسب عرب و اشعار جاهلیة و مانند اینها علمی است که ضرری به کسی که آگاهی بر این علم داشته باشد نمی زند و نفعی به کسی که این علم را بداند نخواهد داد.)

مرحوم ملا محسن فیض کاشانی . در این جمله انی برداشت را دارد و اینگونه می فرماید که:منظور نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله و سلم می فرماید :آنچه که این مرد ، دانای آن است در حقیقت علم نیست ،عل حقیقی آن علمی است که دانستنش برای معاد و قیامت مفید باشد . وندانستنش در آنروز زیان دهد . نه آنچه را که مردم بپسندند و وسیله جمع مال شود .

و بعد سه قسم ،علم مورد پسند شرع مقدس اسلام را بیان می فرماید.

1.     آیة محکمة :که تفسیر آن را اصول عقاید می دانند (البته ترجمه همان است که ما در پست قبلی گفتیم .)به این دلیل که در قرآن کریم دلایل و براهین مبدا و معاد به لفظ آیة و ایات که جمع آن است آمده است .اما آنچه را در قبل ما بدان اشاره کردیم (علوم عقلی)تقریبا مقدماتی است برای فهم بهتر اصول عقاید هر مسلمان و شیعه.

اما اصول عقاید شیعه بر 5 قسم است که سه قسم آن را اصول دین گویند که عبارتند از: توحید ونبوت ومعاد .ودوتای آن را اصول مذهب خوانند که عدل و امامت می باشد. چرا که این دو اخیر را شیعه با سنی بسیار متفاوت القول میباشند و ما بمن الله و توفیقه در ادمه بحث ان شاءالله قول حق را در تمام مسائل بیان خواهیم نمود.

یا علی

6 جمادی الثانیة 1429هجریه قمریه


نوشته شده در  سه شنبه 87/2/24ساعت  8:59 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

با عرض عذر خواهی از این که یه مدت ما نبودیم می خواستم بگم که علتش اینه که به جهت شغلمون ما در  این ایام یکم زیادی سرمون شلوغه برا همین ان شاءالله ما رو می بخشید.اما

امروز می خوایم بگیم که از کجا شروع کنیم(تو هم مارو گرفتی ها الان 5تا پست فرستادی که از کجا شروع کنیمحالا باز امروز می گی از کجا شروع کنیم.)باشه ببخشید منظورم اینه که امروز اگر بحثمون کامل بشه می فهمیم که بحث اسلام را باید از کجا شروع کنیم.و از این هفته به بعد شروع می کنیم.قبول ؟

هفته پیش قول داده بودیم که بگیم چه علمی به درد می خوره و از حدیث جواب بگیریم باشه ج.اب اینه که ای مردم دنیا بدونید که علم سه قسمت هست که رسول الله ما شیعیان اون رو برا همه مردم بیان کرده واین سه قسمت هم شامل:

1-آیَةٌ مُحْکَمَةٌ

2-فَریضَةٌ عادِلَةٌ

3-سنة  قائِمَةٌ

بعد رسول الله می فرماید هر چه غیر از این باشد فضل است .

همینچهار لفظ توضیح دارد تا ما بفهمیم که چه علومی نزد رسول مکرم اسلام که در آستانه رحلت جانگذازشان هستیم مورد قبول هست واما توضیحک بسیار کوچکی راجع شماره 1

آیة در زبان عرب به معنای دلیل است ودلیل مجکمی که در اینجا بیان شده است به همین معناست یعنی دلیل های نحکم که با عقل ثابت شود پس با این توضیحات علومی مثل فلسفه ،منطق و علوم استدلالی قابل قبول است که من جمله این علوم علم عقایداست که اولین بحث ما هم از این علم شروع میشود.

فعلا بسه

از نظزاتتون مارو مستفیض کنید.

خدا نگه دارتون ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت رسول و امام حسن کجتبی و امام رضا علیهم السلام

دختر بدر الدجا امشب سه جا دارد عزا ‏‏‏‍‍‍                                             گاه می گوید حسن گاهی پدر گاهی رضا


نوشته شده در  یکشنبه 86/12/12ساعت  8:8 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

سلام به عزیزان این هفته دیراومدم عذر می خوام ولی نمیدونم شاید شما دلتون نمی خواد من ادامه بدم چون حتی یک نفر از وجود یا عدم وجود من حتی کوچک ترین سوال هم نکرده که مردم یا زنده !

بسه بازم خودمو لوس کردم مگه نه؟

سومین قسمت توضیح حدیث

بله پس پیامبر اکرم به اون مردم گفتند که علامه شما به درد عمه خودش هم نمی خوره (البته این جمله برای بهتر فهمیدن عزیزان نوشته شده )

حالا اگر ما از امام باقر علیه السلام (راوی حدیث) بپرسیم آقا جان شما بفرمایید دلیل اینکه علمی که آن شخص داشت به درد بخور نبود چیست ؟جوابش رو در همین حدیث پیدا می کنیم.حضرت می فرمایند .آی مردم این علمی که دانایش رامفید نباشد ونادانش را مضر به درد نمی خورد چون در دلیلی که پیامبر اعلام می کنند همین نکته را بیان می فرمایند.پس این را این هفته بیاموزیم که علمی رافرا بگیریم که مفید باشد(تا احترام هایی که به ما میکنند درست باشه و به جا)

حالا اگر ما بخوایم علمی را یاد بگیریم که به درد بخوره فکر می کنید که چه قدر از این علومی که الان مشغولش هستیم راباید کنار بگذاریم(یه نکته مهم که در این حدیث به طور ضمنی بیان شده اینه که علاوه بر این که علمی را باید فرا گرفت که به درد بخورد ومفید باشد باید هر علمی که مفید است را به اندازه ای خواند که به درد بخوره، درسته؟)[خودماییم ها ادم اگر یه کم فکر کنه چیزای بدی به ذهنش نمی رسه]خدا به ما توفیق بده که بتونیم فکر کنیم و فکرمون رو به دیگران هم انتقال بدیم به شرط صحت واینکه اگر اشتباه بودنه فکرمون رو متوجه شدیم قبول کنیم.

فعلا یاعلی مدد

خودحضرت نگه دارتون

برا هفته دیگه خودتون رو حاضر کنید تا سوال کنیم چه علمی به درد بخوره؟واز حدیث  جوابش رو بگیریم.

 


نوشته شده در  یکشنبه 86/11/21ساعت  11:23 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

خسته نباشید

به سومین قسمت رسیدیم  اما قبل از بیان این قسمت یک تقاضا از عزیزانی که اولین مرتبه شونه که میان تو وبلاگ و به بنده افتخار می دناینکه مطالب را از اول بخونید وببینید که چندمین قسمت مطلب هست بعد از کامل خواندن مطلب ان شاءالله بهتر دستتون میاد حقیر چی میگم.

دومین نکته در حدیث که به ذهن حقیر می آید این است (توجه کنید مسئله ای براتون پیش نیاددومین نکته در حدیث سومین قسمت در کل بحث)

زمانی که پیامبر اعظم سوال می فرمایند اینگونه پرسش را مطرح می کنند که ما هذا یعنی این چیست در زبان عرب اصطلاحا کلمات این چنینی را موصول می نامند که اقسام مختلفی دارند ودو قسم که مربوط به بحث ما می شود این است که

1.       موصول هائی که برای عاقلان به کار میروند .

2.      موصولاتی که برای غیر عاقلان استفاده می شوند.

کلمه (ما)در این سوالحضرت جز دسته دوم است یعنی هستی یک شیئ غیر عاقل را سوال می کنند که کنایه از بی ارزش بودن وکم اهمیت بودن این شخص و اعمال و احترام مردم نسبت به این شخص استو باز جالبتر از این اینکه در زمانی که جواب سوال را می فهمند که مردم به حضرت عرض می کند این شخص علامه ای است باز مجدد حضرت همین کلمه یعنی(ما)که برای غیر عاقلان به کار می رودرا استفاده می کنند و می پرسند ؟(ماالعلامه)یعنی علامه ای که در ذهن شماست چیست شاید این را برداشت بتوان کرد که آی مردم بفهمید خیلی بی ارزشها را با ارزش کرده اید (در این زمان هم بسیاری از ارزشها ضد ارزش وبسیار ی از ضد ارزشها ارزش شده اند ما هم حواسمان باشد)

پس باز هم علامه چیست؟جمله ایست که پیامبر می فرمایند

خیله خب برای این پست هم بسه فقط این رو بگم اگر هرجای مطلب یکم سخت بود یا سوالی داشتید در مورد قوانینی که از علم عربیت به شما عرض کردم برام در قسمت نظرات بنویسید و حد اکثر تا یک هفته بعدش ان شاءالله جوابتون را در قسمت جواب مدیر ببینید ممنون.

دست حق به همراهتون


نوشته شده در  شنبه 86/11/13ساعت  1:0 صبح  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

خسته نباشید

من هرچی با خودم کلنجار رفتم که این طوری کار نکنم دیدم که نمی تونم عادت من اینطوریه دیگه هر چی که شروع می کنم باید تا میخ پرچش برم البته اگر در راستای کارم باشه.

برا همین نتونستم حدیث و نکاتی که از حدیث به ذهنم میاد رو براتون نگم.وبرای این منظور مجبورم که عربی بعضی از قسمتهای حدیث رو براتون یکم نه زیاد تو ضیح بدم البته اگر خودتون بخواهید بیشتر هم می تونم توضیح بدم ان شاءالله.

بشنوید.(بابا تو که چیزی تو وبلاگت نداری که این بندگان خدا بشنوند.)پس بخوانید.

راستی این رو هم بگم که چون سعی دارم هر پستی که می نویسم از یک صفحه A4بیشتر نشه  و از طرف دیگه به تفصیل وارد بحث می شم مجبورم تمام پستهایم را قسمت بندی کنم . از این باب از شما عذر خواهم.

اما حدیث:

امام هفتم علیه السلام می فرماید.

دخل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم المسجد فاذا جماعة قد اطافوا برجل

 فقال ما هذا ؟

فقیل:علامة.

فقال : وما العلامة؟

فقالوا له:اعلم الناس بانساب العرب و وقایعها و ایام الجاهلیة و الاشعار و العربیة .

فقال النبی صلی الله علیه و آله و سلم:ذاک علم لا یضر من جهله و لا ینفع من علمه .ثم قال النبی صلی الله علیه وآله سلم:انما العلم ثلاثة

1.       آیة محکمة

2.      او فریضة عادلة

3.    او سنة قائمة

و ما خلا هن فهو فضل

خیلی خب حالا تو ضیح حدیث:

بشنوید.(منظوزم همینه که می خوانید)

اولین جمله قابل بررسی در حدیث جمله قد اطافوا برجل هست که باید گفت راوی می گه این مردم مثل اینکه طواف کعبه می کنند دور این مرد می گشتند و در عین حالی که تو مسجد بودند از خدا یادشون رفته بود(الآن یاد یک شعر افتادم در باره دنیا اگر پیدا کنم براتون می نویسم)وبرای این مرد اهمیت و ارزشی قائل بودند که لیاقت آن را نداشت. پس ما باید حواسمون باشه به هر چیز همون قدر ارزش واهمیت بدیم که بایدنه بیشتر ونه کمتر.  فعلا همین قدر بسه تا واسه یه فرصت دیگه


نوشته شده در  شنبه 86/11/6ساعت  12:36 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی دوباره
امدم که نگین رفت دیگه نیامد
نه من همیشه به فکر به روز کردن وبلاگم هستم
چون طرفدار خواننده زیاد و مشتاق هستم
خیلی خوب خیلی خودمو لوس نمی کنم و می رم سر اصل مطلب
اصل مطلب اینه که باید به عرض شما برسونم حقیر از اون موقع تا حالا(کدوم موقع؟)دنبال
پیدا کردن مطلب بودم و بحمدالله والمنة تونستم از یک جا شروع کنم
و اون حدیثی بود از حضرت رسول صلی الله علیه و اله وسلم
عربی حدیث طولانی است ومن ترجمه اش را برایتان می اورم
راوی حدیث حضرت باقر علیه السلام هستند.روزی در مدینه پیامبر اکرم داخل مسجد النبی شدند و دیدند که عده ای دور یک مرد نشستند
سوال کردنداین چیست؟
مردم جواب دادند:این علامه است.
حضرت فرمودند:علامه چیست؟
مردم:این فرد عالم ترین مردم به انساب عرب و وقایع آنهاو روزگاران جاهلیت و اشعار و عربیت ان اشهار می باشد
پیامبر:این علمی است که ضرربه کسی که از این علم آگاهی ندارد نمی رساند و همچنین به هر کس که آن را بداند نفعی نمی رساند
پس از آن پیغمبر عظیم الشأن اسلام فرمودند:علم سه دسته است
1.آیةٌمُحْکَمَةٌ
2.فَریضَةٌعادِلَةٌ
3.سُنَّةٌ قائِمَةٌ
و هر چه که غیر این سه دسته باشد فَضْل است.
برای واضح شدن جریان و توضیح حدیث تا حد بضات علمی حقیر منتظر بمانید
ضمن اینکه می تونیدخودتون توضیحاتی هم بدید که بنده استفاده کنم.


نوشته شده در  سه شنبه 86/11/2ساعت  10:51 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز می خوام یک خبر خوش حال کننده به خودم و به شمایی که می خواین راه راست را پیدا کنید .

امروز باز هم با راهنمایی ار خداوند متعال تصمیم خودم را برای موضوع وبلاگ گرفتم .

موضوع انتخابی من همون موضوع قبلی است .

شاید تعجب بکنید چون براتون نوشته بودم که خدا به من اجازه بیان این موضوع را نداده اما من نیت تقاضا یم را عوض کردم اون موقع اگه یادتون باشه گفته بودم که من که چیزی ندارم نمی تونم به دیگران همون را بدم .امروز به این نیت امدم که هم خودم این چیز ها را یاد بگیرم هم همون یاد گرفته های خودم را به دیگران انتقال بدم.

پس از این پس هر هفته ان شاءالله با یک مطلب تازه منتظرتون هستم.


نوشته شده در  جمعه 86/9/30ساعت  1:25 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
که بشر میشود اینگونه مگر؟
آدرس هیئت فاطمیه ارض اقدس ر مشهد مقدس
ماه استثنائی
مشو غره به امروزت
عبرت تاریخ، ما را به عمار شدن فرا می خواند
گریه ای که با همه گریه ها تفاوت داشت
[عناوین آرشیوشده]