سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
یک شرکت بزرگ قصد
استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.
پرسش این بود
:

شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی
هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند
.

یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما
را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را
برای سوار نمودن بر گزینید. کدامیک را انتخاب
خواهید کرد؟ دلیل خود را بطور کامل شرح دهید

قبل از اینکه ادامه داستان را براتون در پست بعدی بدم  دوست دارم شما در نظراتتون بگید چه کار می کنید .
پیشاپیش ممنون از نظرتون .



نوشته شده در  جمعه 88/8/22ساعت  8:4 عصر  توسط میرزا هادی قمی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
که بشر میشود اینگونه مگر؟
آدرس هیئت فاطمیه ارض اقدس ر مشهد مقدس
ماه استثنائی
مشو غره به امروزت
عبرت تاریخ، ما را به عمار شدن فرا می خواند
گریه ای که با همه گریه ها تفاوت داشت
[عناوین آرشیوشده]